مشق نام لیلی....
مشق نام لیلی ... . .
دید مجنون را ، یکی صحرانورد .
بر به رو پشته ای ، بنشسته فرد .
صفحه اش ، از خاک و انگشتان قلم .
بر به روی خاک ، هی میزد رقم .
گفت ، کای مجنون بی دل ، کیست این؟
می نگاری نامه ، بهر کیست این ؟
گفت ، مشق نام لیلی می کنم .
خاطر خود را ، تسلی می کنم .
چون میسر نیست ، با من کام او .
عشق بازی می کنم ، با نام او .. . . . . . . .
جامی .
+ نوشته شده در شنبه سوم بهمن ۱۳۹۴ ساعت 19:54 توسط کویر
|