ای دوست...
ای دوست... . .
به سراغ من ،
اگر میآیی ، ای دوست ،
بگو ، تا خبر کنم ، یاران را .
ابر را .
باد را .
باران را .
فرشی از ، بوی باران ،
زیر پایت ، خواهم انداخت .
نغمهای ، همچو شبنم .
نو ، خواهم ساخت .
در این شلوغی ، پر دروغ .
برایم ، سکوت بیاور .
که هیچ فریادی ،
نیست ، از آن رساتر .
برایم ، لبخندی بیاور ،
که از چهره شهر من ، گم گشت .
برایم ، خورشیدی بیاور .
که مهر بارد ، بر این دشت ... . .
امیر حسین سام .
+ نوشته شده در شنبه سوم بهمن ۱۳۹۴ ساعت 19:55 توسط کویر
|