دلگیر دلگیرم، مرا مگذار و مگذر....
مگذار و مگذر ... . .
دلگیر دلگیرم، مرا مگذار و مگذر
از غصه می میرم . مرا مگذار و مگذر .
با پای از ره مانده ، در این دشت تب دار ،
ای وای ، می میرم . مرا مگذار و مگذر
سوگند بر چشمت ، که از تو ، تا دم مرگ ،
دل بر نمی گیرم . مرا ، مگذار و مگذر .
بالله ، که غیر از جرم عاشق بودن ای دوست .
بی جرم و تقصیرم ، مرا مگذار و مگذر .
آشفته تر ، زآشفتگان روزگارم .
از غم به زنجیرم ، مرا مگذار و مگذر .
با شهپر اندیشه ، دنیا گردم ، اما .
در بند تقدیرم ، مرا ، مگذار و مگذر
يدالله عاطفی
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۴ ساعت 19:9 توسط کویر
|