تمام زندگی من....
تمام زندگی من .... . .
بیا ، و گرنه در این انتظار خواهم مرد .
اگر که بی تو بیاید بهار ، خواهم مرد .
به روی گونۀ من ، اشک سالها جاری است .
و زیر پای همین آبشار ، خواهم مرد .
خبر رسید ، که تو با بهار میآیی .
در انتظار تو من ، تا بهار خواهم مرد .
نیامدی و خدا آگه است ، من هر روز .
به اشتیاق رخت ، چند بار خواهم مرد .
پدر که تیغ به کف رفت ، مژده داد که من .
به روی اسب سپیدی ، سوار خواهم مرد .
تمام زندگی من ، در این امید گذشت .
که در رکاب تو ، با افتخار خواهم مرد .
پدر که رفت ، به ما راست قامتی آموخت .
به سان سرو سهی ، استوار خواهم مرد .
محسن حسن زاده .
.
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۵ ساعت 23:53 توسط کویر
|